سوم- خيابان صفاييه،حاشيههاي پر رنگتر از متن
خيلي از حرم دور نيست،اگرچه خيلي هم به حرم نزديك نيست. اگر بخواهي پيدايش كني بايد آدرس «خيابان صفاييه» را بپرسي،اگرچه اسم رسمياش اين نيست. در قم همه به اسم خيابان صفاييه ميشناسندش. اسم رسميش «خيابان شهدا»ست،ولي حتي رسانهها و نهادهاي رسمي و حكومتي هم موقع آدرس دادن از عنوان خيابان صفاييه استفاده ميكنند. خيابان شهدا براي مردم نا آشناست،مردم خيابان صفاييه را ميشناسند. اين نام قديمي اين خيابان است. البته چنين مواردي در قم كم نيست. مردم بسياري از خيابانها و محلهها را هنوز به همان نام قديمشان ميشناسند. نامي كه اغلب «عنوان دوره پهلوي» آن بوده. اين هم از تناقضات اين شهر است؛شهري كه مبدا انقلاب اسلامي بوده و هنوز مردمش خيابانها را به نام دوره پهلويشان ياد ميكنند. مانند خيابانهاي آذر به جاي آيت الله طالقاني،باجك به جاي نوزده دي،چهارمردان به جاي انقلاب اسلامي،ارم به جاي آيت الله مرعشي نجفي،دورشهر به جاي شهيد فاطمي و... . جنجاليترين خيابان قم فقط از اين نظر شبيه به بقيه است. معروفيت اين خيابان از چند سال پيش آغاز شد. زماني كه تعدادي مجتمع تجاري (پاساژ) شيك و زيبا در آن بنا گشت و رفته رفته،شد محل تجمع و گشت و گذار جوانهايي كه اگرچه در پايتخت مذهبي ايران ميزيستند اما سوداي زيستن و گشتن و نمايان شدن همچون جوانهاي شيكپوش و سنتشكن پايتخت اصلي (تهران) را در سر داشتند. كار تا آنجايي پيش رفت كه حتي شايعه شد،مرجع تقليد معروفي فتوا به حرام بودن قدم زدن در اين خيابان داده است! شايعهاي كه البته از سوي نزديكان آيت الله رد شد. با اين حال نهادهاي نظامي- فرهنگي اين سنتشكنيها را برنتافتند و به مقابله با آن برخواستند كه همين شد عامل خيلي سر و صداها و بگير و ببندها. شلوغي اين خيابان و عرض باريك آن و رفت و آمد زياد،باعث شد مسئولين شهر بارها تصميم به تعريض آن بگيرند اما هر طرحي كه درانداختند به دليل نا معلومي آغاز نشده پايان يافت و شهرداران متعدد قم را در اين امر ناكام گذاشت. زماني هم اعمال طرحي مبني بر ممنوعيت ورود تاكسيها براي كنترل ترافيك اين خيابان،براي چند روز اعتصاب و اعتراضات تاكسيرانان را در پي داشت. اينها همه براي اثبات اينكه صفاييه جنجاليترين خيابان قم است كافيست. صفاييه از لحاظ تجاري با بازار قم رقابت ميكند چه،بسياري از مردم براي خريد لوازم زندگي اينجا را به بازار ترجيح ميدهند. چرا كه در اينجا ميتوانند لوازم لوكستر را از مغازههاي شيكتر (و خوب البته با قيمت بالاتر) خريداري كنند. تا چند سال پيش فقط پاساژها پذيراي مشتريان انبوه بودند اما اينك در سرتاسر خيابان، فروشگاههاي متعددي به وجود آمده. انواع و اقسام لباسفروشيها،كيف و كفش فروشيها،لوازم آرايشي و بهداشتي و... با نماهايي جذاب و تابلوهاي زينتشده. جوانان اصليترين مشتريان صفاييه هستند. اين را همه مغازهداران ميدانند و ميكوشند نماي محل كسب و كارشان را مطابق سليقه آنان طراحي كنند. نهادهاي نظامي- فرهنگي شهر،كه كلا با صفاييه و آدمهايش ميانه خوبي ندارند،هم بيكار ننشستهاند و سعي ميكنند چنين جذابيتهايي را تا حد امكان كاهش دهند. البته اغلب از راهكارهاي مبتذلي مانند برچسب زدن روي قسمتي از تابلوي مغازهها استفاده ميكنند. آدمهاي صفاييه البته،همه براي خريد به اينجا نميآيند. بسياري از آنها خيابان صفاييه را براي قدم زدن انتخاب كردهاند. در آدمهاي اين خيابان گرايش به يك چيز بيش از همه نمايان است: «سنتشكني». كه نه تنها پسرها،حتي دخترها نيز آشكارا در پي آنند. پسرها اغلب تيپها و مدل موهاي غربي و لباسهاي متناسب با همان تيپ (كه اكثرا از لباسفروشيهاي همين خيابان خريدهاند) و ريشهاي فرم داده شده به شكل هنرپيشگان هاليوودي دارند. اكثرا هنگام گذر كردن در خيابان نيمنگاهي (يا تمام نگاهي!) دارند به دخترهايي كه در حال گذر از خيابان هستند. بعضيها تكي قدم ميزنند،اما بسياري به صورت گروهي در حال گذر كردن هستند و يا اينكه يك جا ايستادهاند. دخترها البته اكثرا چادر دارند. اين يك «قانون نانوشته» در اين شهر است كه البته از بسياري از قوانين نوشته شده،بيشتر اعتبار دارد. «زنان قمي بايد براي پوشش از چادر استفاده كنند،آنهم چادر سياه!» حتي دخترهاي سنتشكن صفاييه هم جسارت تخلف از اين قانون نوشته نشده را ندارند. با اين حال آنها در سنتشكني كم نميآورند. البته نگاه سنگين سنتيهاي اين شهر به زنان باعث ميشود سنتشكني دختران بيشتر از پسران توي چشم بزند،اگرچه مظاهر آن كمتر از جنس مخالفشان باشد. دخترها اكثرا چادرياند،آنها كه از مانتو استفاده ميكنند،يا توريستاند يا همشهرياني كه زيادي احساس لزوم شكستن سنت ميكنند. با اين حال چادري بودن دخترها دليل محجبه بودنشان نيست. بسياري از آنها به معناي واقعي كلمه بدحجابند. تيپ مرسوم دختران صفاييه،كه خصوصا دو سه سال اخير به صورت چشمگيري افزايش پيدا كرده،استفاده از چادر موسوم به چادر ملي (نوعي چادر آستيندار برگرفته از مدل چادرهاي عربي) است با قسمتي از موها كه از زير چادر بيرون گذاشته ميشود و مقداري آرايش كه در چشمها و گونهها مشخصتر است. اين حدود بيرون گذاشتن موها و مقدار آرايش،در افراد مختلف متفاوت است. بعضيها اصلا مويي بيرون نميگذارند و آرايش نميكنند و بعضي هم با موهاي بيرون گذاشتهشده و آرايش غليظ نگاهها را به خود جلب ميكنند. بعضي از دخترها حتي شلوارهاي كوتاه كه قسمتي از پا را نمايان ميكند هم ميپوشند. اما به هر حال همه دخترهايي كه با نمايان كردن موها يا آرايش صورت و يا انواع ديگر سنتشكنيها در صفاييه ظاهر ميشوند،خواسته يا ناخواسته،آگاهانه يا ناآگاهانه،هوشمندانه يا غير هوشمندانه اعتراضي آرام بر ضد وضعيت حاكم بر شهر انجام ميدهند. اغلب جوانهايي كه به صفاييه ميآيند مكاني براي نشستن ندارند،فقط راه ميروند. كافيشاپها مشتري زيادي ندارند. قدم زدن،مهمترين سرگرمي جوانهاي صفاييه است. اگر روي بعضي از جوانهاي صفاييه (دختر يا پسر) تمركز كنيد،در يك نوبت بيش از ده بار طول خيابان را ميروند و برميگردند. صفاييه سرشار از مظاهر سنتشكني است،اگرچه مظاهر مذهبي هم ميتوان در آن يافت. بسياري از مراجع معروف در كوچههاي اين خيابان دفتر،مدرسه و يا حسينيه دارند. در ميان افراد هم ميتوان روحانيوني را ديد كه چشم به زمين دوخته،با عجله در حال گذر از خيابان هستند. نماد قهر و غضب حاكميت از نحوه گشتن جوانان در صفاييه هم اتومبيل پاترول آبي رنگي است كه روي شيشه عقبش عبارت «ستاد اجرايي امر به معروف و نهي از منكر» درج شده و مانند جوانها هر روز طول خيابان را بارها و بارها ميپيمايد. اگرچه اتومبيلهاي الگانس گشت نيروي انتظامي نيز گاهي اوقات وظيفه مبارزه با مظاهر سنتشكني را بر عهده ميگيرد. ظاهر جوانان سنتشكن قمي كه صفاييه نماد آشكار آن است،واكنش و اعتراض برخي از نيروهاي تندرو وابسته به حكومت در خارج از قم را به همراه داشته. مانند حسن عباسي،تئوريسين عصباني شهادتطلبي و مبارزه با آمريكا و يا حسني،امام جمعه معروف اروميه. در داخل شهر هم اعتراضات به اشكال مختلفي صورت ميگيرد. بسياري از مذهبيون سنتي و به ويژه مراجع تقليد،هر از چندگاهي از اين وضع انتقاد ميكنند. مطبوعات عمدتا اصولگراي شهر هم در اعتراض به صفاييه سهيماند و به عنوان مثال در هر شماره پيامهاي مردمي زيادي را به چاپ ميرسانند كه خواستار برخورد با وضع جوانان و حتي فروشندگان اين خيابان هستند. حتي يكي از نشريات شهر چندي پيش گزارشي به چاپ رساند از فروش وسايل تزئيني در يكي از فروشگاههاي اين خيابان كه مظاهر شيطانپرستي در ميان آنها وجود داشت. صفاييه آشكارترين نماد كشمكشها و تضادهاي شهر هفتاد و دو ملت است. خياباني با حاشيههاي به مراتب پر رنگتر از متن....