تبليغاتX
تحریم انتخابات آریان - گشتی میزنم در این شهر،شهر هفتاد و دو ملت (قسمت دوم)
به عشق میهن به عشق آزادی

دوم- حرم و اطرافش

اگر تهران را همه با ميدان آزادي،اصفهان را با ميدان نقش جهان،شيراز را با حافظيه و سعديه،تبريز را با مقبرة الشعرا،خرم­آباد را با قلعه فلك الافلاك و كرمانشاه را با بيستون مي­شناسند،مشهد و قم را هم همه با حرمهايشان ميشناسند. در واقع حرم­ها نماد اين دو شهر هستند. آرامگاه بزرگان مذهبي. در مشهد امام رضا،امام هشتم شيعيان مدفون است و در قم حضرت معصومه،خواهر وي (دختر امام هفتم شيعيان). و در اصل اگر از مشهد و قم به عنوان شهرهاي «مذهبي» نام برده ميشود و با عنوان «شهر مقدس» از آنان ياد ميگردد،بيش از آنكه به علت بافت جمعيتي اين دو شهر باشد،به علت نمادهايشان است. با اين حال حرم قم دو تفاوت عمده با حرم مشهد دارد. امامان شيعه،در هر شهري كه به خاك سپرده شده­اند،تبديل به نماد آن شهر شده­اند. چه در عراق و چه در ايران. نجف،كربلا،كاظمين،سامرا و مشهد (استثناي عربستان و شهر مدينه البته،علت مفصلي دارد)،شهرهايي هستند كه مدفن ائمه شيعي هستند و حرم آنان نماد اين شهرها شده است. با اين حال «حرم»ها تنها مختص امامان نيست كه بارگاه برخي فرزندان آنان،كه «امامزاده» ناميده ميشوند،هم حرم ناميده ميشود. حرم امامزادگان در شهرهاي ايران كم نيست،اما هيچكدام يا به نماد اين شهرها تبديل نشده­اند و يا اگر در برخي موارد بسيار خاص، تبديل شده­اند (مانند آستانه اشرفيه و يا مشهد اردهال) چندان اهميت مذهبي،سياسي،توريستي و... نيافته­اند. تنها استثنا در اين ميان قم است. حضرت معصومه را بايد از امامزادگان به حساب آورد،با اين حال «حرم» او نماد مهم شهر مهم قم شده است. از جهت ديگر در ميان مسلمانان كمتر مي­توان آرامگاه­هاي زنان برجسته و مورد احترام را مشاهده نمود،كه اگر هم هست (دقيقا مثل آنچه در بالا گفته شد) يا بي­اندازه گمنام و ناشناخته است (آرامگاه بي­بي شهربانو در تهران)،و يا اهميت آن به لحاظ جذب فراوان توريست­هاي زيارتي است (حرم حضرت زينب،دختر امام اول شيعيان در دمشق،پايتخت سوريه). حرم حضرت معصومه اما از بسياري جهات علمي،سياسي،توريستي و... شناخته­شده و داراي اهميت است.

نمايي از صحن مسجد اعظم

حرم دقيقا در مركز شهر قرار دارد. دقيقا ميتوان تصور كرد،شهر مانند دايره­اي به مركزيت حرم گسترده شده است. خود حرم از چهار محوطه روباز،كه به آن صحن ميگويند تشكيل شده. از لحاظ معماري و ساخت ميتوان حرم را به دو قسمت تقسيم كرد: يكي بافت قديمي و سنتي و ديگري بافت جديد كه زمان زيادي از بهره­برداري آن نميگذرد. بافت سنتي،متشكل از سه صحن و محوطه­هاي سرپوشيده داخلي و به هم پيوسته است (در مشهد به اين محوطه­هاي داخلي رواق ميگويند،اما در قم نديدم چنين اصطلاحي را). معماري اين قسمت به سبك قديمي و سنتي ايراني است،كاشيكاريها و گچ­بريها و آيينه­كاريهاي سنتي. در همين قسمت تعدادي مسجد در دل حرم ساخته شده. يكي از اين مساجد،«مسجد بالاسر» ناميده ميشود. اين مسجد آرامگاه بسياري از روحانيون برجسته است و در جاي­جاي آن ميتوان قبرهاي مشخص شده آيت­الله­هاي درگذشته را مشاهده نمود. برخي از آنها را تنها با سنگ قبر مشخص كرده­اند،روي سنگ قبر برخي ديگر قاليچه­اي پهن كرده­اند كه مشخصات صاحب قبر روي آن نوشته شده. و البته براي برخي آيت­الله­هاي مشهور سنگ قبري برجسته با محافظ شيشه­اي و تزئينات بيشتر در نظر گرفته شده. در ميان اين قبرها ميتوان آيت­الله­هاي درگذشته از هر زماني با هر خط مشي فكري يا موقعيت مذهبي­اي را يافت. از آيت الله حايري يزدي،موسس حوزه علميه قم گرفته تا جواد تبريزي و فاضل لنكراني،مراجعي كه اخيرا درگذشته­اند. از علامه طباطبايي فيلسوف برجسته و مفسر مشهور قرآن گرفته تا مرتضي مطهري،معروفترين روحاني جمهوري اسلامي. برخي هم نسبت خانوادگيشان،توي چشم ميزند مانند مرتضي پسنديده،برادر آيت الله خميني و اشراقي داماد وي و يا محمد منتظري،فرزند آيت الله منتظري،روحاني برجسته مخالف حكومت. مسجد اعظم،خيلي سال قبل در كنار حرم قرار داشته اما اينك جزوي از حرم محسوب ميشود. مسجد اعظم مسجدي است كه توسط آيت الله بروجردي،مرجع تقليد برجسته شيعيان در دهه سي خورشيدي،بنا شده است. خود آيت الله بروجردي در راهروي باريكي كه حد فاصل مسجد بالاسر و مسجد اعظم است،به خاك سپرده شده است. مسجد اعظم غير از برگزاري نماز معمولا محل برگزاري مراسم بزرگداشت شخصيت­هاي برجسته و يا محل تشكيل درس خارج فقه (يكي از دروس حوزوي) است،كه توسط مراجع تقليد تدريس ميشود. اين مسجد البته چندين شبستان بزرگ دارد كه براي برنامه­هايي مانند «اعتكاف» از آنها استفاده ميگردد. در داخل صحن بزرگ حرم،اتاقك­هايي قرار دارد كه آرامگاه افراد مشهوري است. از چهره­اي ادبي مانند پروين اعتصامي،شاعر بزرگ ايران و پدرش گرفته تا شيخ فضل الله نوري،برجسته ترين روحاني مخالف مشروطه و يا مهدي عراقي،بازاري انقلابي كه در نخستين روزهاي پس از انقلاب ترور شده است. بافت جديد حرم،البته از حرم جدا نيست بلكه چسبيده به آن است. اما ويژگيهاي معماري آن كاملا با بافت سنتي متفاوت است. از ساخته شدن بافت جديد،تنها دو سال ميگذرد،اگرچه بيش از چهار سال وقت صرف ساخت آن شده است. اين قسمت از حرم از يك صحن و يك شبستان بزرگ،تشكيل شده. در اين قسمت نماي شيك و چشم­نواز،سيستم تهويه،سيستم روشنايي و سيستم صوتي مدرن و مجهز و معماري نوين امروزي به چشم ميخورد و آن را از بافت سنتي مجزا ميسازد. بعد از بهره­برداري از اين بخش،اكثر برنامه­هاي جانبي حرم،مانند مراسم مذهبي و يا سياسي به اينجا منتقل شده است و در شبستاني كه به نام شبستان امام خميني نامگذاري شده برگزار ميشود (برگزاري مراسم بزرگداشت 15خرداد سال گذشته در همين شبستان بود كه حواشي بسياري داشت). چندي است كه حتي نماز جمعه قم هم در همين مكان برگزار ميشود (البته شايعاتي در شهر پيچيده كه عدم برگزاري نماز جمعه در محل اصلي آن،يعني مصلاي شهر را به دليل غصبي بودن زمينهاي آن منطقه و استنكاف برخي از آيت الله­ها از اقامه نماز در آنجا عنوان ميكند،اگرچه منابع رسمي دليل آن را ساخت و ساز در مصلا بيان ميكنند). با تمام اين احوال حرم شهر قم،از لحاظ امكانات و وسعت بنا ابدا قابل مقايسه با حرم مشهد نيست. در مشهد تشكيلات حرم،وسيعتر و مجهزتر از قم است. دليل اين امر را شايد بتوان در مقايسه امكانات مالي و يا نحوه مديريت اين دو جست. «آستانه مقدسه حضرت معصومه» نام تشكيلاتي است كه اداره حرم را بر عهده دارد و رئيس آن كه «توليت» حرم ناميده ميشود،مستقيما توسط رهبر جمهوري اسلامي تعيين ميگردد. براي مردم ساير شهرهاي ايران و حتي خيلي از مردم قم،حرم فقط مكاني است براي عبادت و راز و نياز و يا نذر و دخيل براي شفاي بيماران و رفع مشكلات. براي برخي اما حرم كاربردهاي ديگري هم دارد. اگر ساعتي قبل از برگزاري مراسم نماز به حرم برويد،در مكانهايي مانند مسجد بالاسر و يا شبستان جديد (شبستان امام خميني)،جمع زيادي از طلاب را مي­بينيد كه به صورت انفرادي يا گروه گروه،مشغول مطالعه و يا بحث هستند. فضاي آرام حرم در اين ساعات (البته در مكانهايي كه گفته شد) و هواي مطبوع آن،باعث مي­شود طلبه­ها براي درس خواندن اين مكان را برگزينند. دانشجويان و دانش­آموزان هم براي درس خواندن به حرم مي­آيند،اما تعداشان در مقايسه با طلبه­ها خيلي كمتر است. آنها كه گروهي نشسته­اند به «مباحثه» مشغولند.

اطراف حرم در هم­آغوشي بافتهاي سنتي و مدرن شكل گرفته. مغازه­ها و بناهاي قديمي و نوساختي كه ظاهري مشوش به اين منطقه ميدهد. البته چندي است كه به بهانه يك طرح عمراني گسترده،بسياري از بناهاي اطراف حرم به بيل مكانيكي و لودر سپرده و تخريب شده است. گفته ميشود اين تخريب حتي هتلي نوساز در كنار حرم به نام «هتل قم» را هم در برمي­گيرد. عربهاي مهاجر بخشي از هويت مناطق اطراف حرم را تشكيل ميدهند. دليلش هم اين است كه اينها نه تنها سالهاست در اينجا زندگي ميكنند كه بسياري از مشاغل اطراف حرم را در اختيار گرفته­اند. از خواربارفروشي و ميوه­فروشي گرفته تا اغذيه فروشي و تعمير لوازم الكتريكي و... بازارچه «گذرخان» كه در مقابل حرم قرار دارد،ورودي محله­اي به همين نام است. اينجا محله عربها در قم است. قدم زدن در اين محله آدم را ياد فيلمهاي قديمي لبناني و سوري مياندازد. از افرادي با لباسهاي سنتي عربي گرفته تا تابلوهاي مغازه­هاي قديمي و فرسوده كه به عربي نوشته شده است. اكثر اين افراد شيعيان عراقي هستند كه سالها پيش براي خلاصي از دست حكومت بعثي آن كشور به اينجا آمده­اند. البته اتباع كويتي هم يافت ميشوند. در سالهاي دور،قم توريست يا زائر چنداني نداشت. اما اينك چندسالي هست كه حرم و اطرافش از بابت سرازير شدن خيل زائران ديگر شهرها رونق بسياري يافته­اند. سرنگوني حكومت بعثي عراق و هجوم زائران عراقي به قم هم اين رونق را دوچندان كرده. رونق فرشندگان مهاجر عراقي را بيشتر. حضور همين زائران لابد شلوغي­هاي مكرر اطراف حرم را توجيه ميكند. لحظات غروب آفتاب اوج اين شلوغي­ها و رفت و آمدهاست. ابتداي صبح اما وزش نسيم سحرگاهي آميخته با قطرات آب فواره­هاي داخل صحن و سكوت سرشار صبحگاهي،فضايي متفاوت را رقم ميزند.

 گشتی میزنم در این شهر،شهر هفتاد و دو ملت (قسمت اول)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت   توسط آرین  |