كلمبيا كه رفتي،اينجا هم مي آمدي!
سلام محمود عزيز
معذرت ميخواهم كه تو را به اسم كوچك خطاب ميكنم اما مثل اينكه تو خود اينگونه راحتتري. محمود جان! امروز براي چندمين بار به شهر ما آمدي. پيش از اين يك بار به سفر استاني آمده بودي و چند بار براي كارهاي ديگري در شهر علما. به هر حال اين بار هم تو را در دانشگاهمان نديدم. با وجود اينكه معمولا در ديگر سفرهاي استاني به دانشگاهها ميروي و با دانشجويان سخن ميگويي. گفتم شايد از ما دل خوشي نداري. از ما دانشجويان دانشگاه قم. البته شايد دلايل ديگري هم داشته باشد كه تو به بقيه دانشگاهها ميروي و حتي براي پاسخگويي به دانشجويان دانشگاه كلمبيا به آن سر دنيا سفر ميكني اما به دانشگاه قم نميآيي. چرا؟ از چه چيزي ميترسي؟ حتي وزيرت هم حاظر نشد با ما سخن بگويد؟ نكند ميترسي بلايي كه در پلي تكنيك تهران بر سرت آمد اينجا هم تكرار شود؟ حق ميدهم به تو. البته اينجا پلي تكنيك نيست. محمود جان قبول كن هر كس بايد حد خودش را بشناسد. تو و پلي تكنيك؟ اما دانشجويان اينجا مثل پلي تكنيك نيستند. اينها نياز به «شنيده شدن» دارند. ميفهمي؟ بعيد ميدانم بفهمي. شايد ترسيدي اگر به اينجا بيايي رييسش مثل رييس دانشگاه كلمبيا «ديكتاتور كوتوله» خطابت كند! نترس اينجا چنين اتفاقي نميافتد. شايد هم ميترسي دانشجويان دانشگاه قم به خزعبلاتت در مورد آمار همجنسگرايان در ايران و حرفهايي از اين دست بخندند! نترس محمود جان! اينجا چنين اتفاقاتي نميافتد چون ابرغولي به اسم حراست دارد كه اجازه نميدهد چنين شود.
محمود عزيزم!
دانشجويان دانشگاه قم نياز به شنيده شدن دارند. همين. چيزي كه تو و وزيرت و اطرافيانت از ما دريغ كرديد.
گزارش: پنجشنبه 29 فروردين 1386
زاهدي وزير علوم و تحقيقات و فنآوري كه به همراه رييس جمهور به سفر استاني آمده بود به دانشگاه قم آمد و پس از جلساتي با مديران و «برخي» دانشجويان،بدون برگزاري جلسه عمومي با دانشجويان قصد خروج از دانشگاه را داشت كه در حلقه محاصره دانشجويان معترض گرفتار آمد. دانشجويان با اصرار و درخواستهاي پياپي از وزير علوم درخواست نشست با دانشجويان و شنيدن حرفهاي آنان را داشتند كه با امتناع وزير كم كم جو به تشنج كشيده شده بعضا و كلمات تندي ميان دانشجويان و وزير و معاونان وي رد و بدل شد. تلاش گارد محافظان وزير و حراست دانشگاه كه قصد خارج كردن زاهدي از حلقه دانشجويان را داشتند ناكام ماند و زاهدي مجبور شد براي پاسخگويي به دانشجويان در نمازخانه دانشگاه حضور يابد. سپس چند تن از دانشجويان مشكلات و خواستههاي خود را مطرح نمودند و زاهدي با بيان اينكه سفرهاي استاني نعمتي براي مردم و مسئولان هستند حضور معاونش (خرمشاد) در دانشگاه و صحبت با برخي از دانشجويان (روز چهارشنبه) را كافي دانسته و گفت از جزئيات مشكلات دانشجويان آگاه است. وي البته در بيان مشكلات به برخي كليگويي ها و برخي مشكلات فني مانند خوابگاه و سايت اينترنت بسنده كرد. وي همچنين از آيت الله قاضي (رييس دانشگاه قم) تجليل نموده و عملا بر صحبت پايان حضور او در دانشگاه،خط بطلان كشيد. پس از خروج زاهدي،خرمشاد در نمازخانه باقي ماند و با لحني تندتر و گزندهتر از وزير و با عصبانيت با دانشجويان سخن گفت.
1- اين دومين سفر زاهدي به دانشگاه قم بود. سفر قبلي وي نيز به طور مخفيانه و با ديدارهاي خصوصي با برخي مسئولين دانشگاه به پايان رسيده بود.
2- با توجه به وقوع اين اتفاق در روز پاياني هفته،تعداد نسبتا كمي از دانشجويان در دانشگاه حضور داشتند.همچنين سخن گفتن دانشجويان با توجه به حضور حراست و سابقه برخورد كميته انضباطي به شدت احساسي بود كه اگر اين دو مورد نميبود چه بسا وزير و معاونانش به راحتي از گرداب دانشگاه قم خلاصي نميافتند.
زاهدي گمان ميكرد دانشگاه قم جايي مثل پادگانشگاه امام حسين يا امام علي است كه با سلام و صلوات بدرقه شود اما دانشجويان دانشگاه قم «پلي تكنيك گونه» با وي رفتار نمودند.