«... لكن اينگونه نباشد كه ما ارتحال كنيم و شما عشق و حال...!» اين متن پيام كوتاهي بود كه طي روزهاي منتهي به چهارده و پانزده خرداد ميان بسياري از كاربران تلفن همراه در ايران رد و بدل شد و مضمون آن نيز پيامي خيالي از آيت الله خميني به ايرانيان بود كه به شكل برداشتي طنزآميز از لحن گفتاري آيت الله،تعطيلات چندين روزه ايران به مناسبت سالگرد قيام و مرگ خميني را به سخره ميگرفت. هر ساله طي روزهاي خرداد ماه،حكومت جمهوري اسلامي،انرژي و هزينه فراواني صرف توجه عمومي به مصيبت مرگ آيت الله خميني و كشاندن قشرهاي مختلف مردم به مراسم سوگواري او در چهارده خرداد در مقبره وي مينمايد. جداي از اينكه اين همه هزينه كه ميتواند در راههاي مفيدتري صرف شود روي چه حساب و كتاب مشخصي اينگونه بر دوش مملكت تحميل ميشود،بايد ديد آيا اصولا اثربخشي لازم براي تامين خواست حكومت را نيز به همراه دارد يا خير؟ و اساسا به راه انداختن چنين برنامههايي،چه هزينههاي ديگري به همراه دارد؟ بدون هيچ مقدمه چيني خاصي عرض ميكنم امسال كه تعطيلات خردادي و ارتحالي مجموعا پنج روز تعطيلي براي مردم ايران به ارمغان(!) آورد،74 كشته بر اثر تصادفات جادهاي نيز به همراه داشت. البته كساني كه كشته شدند نه عازم مراسم سالگرد ارتحال آيت الله كه اكثرا عازم مناطق تفريحي شمال كشور براي بهرهبرداري از اين تعطيلات پر خير و بركت بودند. البته با محاسبات اقتصادي نيز ميتوان ضرر و زيان سنگين پنج روز تعطيلي پياپي براي اقتصاد بيمار و از نفس افتاده ايران را نيز محاسبه كرد.بدين ترتيب آنچه كه از رسانههاي حكومتي با عنوان تجديد عهد و پيوند دوباره و حماسه حضور و .... براي تبليغات حكومتي بيان ميشود پشت پردهاي تا اين حد تلخ و زننده دارد. بدين ترتيب چندان بيراه نيست و البته پر بيراه است پيامك كاربران ايراني. روزهاي ارتحال،براي گروهي عشق و حال و البته مصيبت سنگين بر اقتصاد و جامعه و ترافيك. نوزده سال است از مرگ آيت الله به عنوان مصيبت جانسوز ايران نامبرده ميشود. به جرات ميتوان گفت حرف صحيحي است.