تبليغاتX
تحریم انتخابات آریان
به عشق میهن به عشق آزادی

معلوم نيست دست جنايتكار استكبار جهاني مستقيما در كار بود يا كار ايادي آنان در داخل بود. هرچه بود،اوضاع شهر بدجوري بهم ريخت. اما از گزارشات هواشناسي ميشد فهميد نه دست استكبار در كار بود و نه ايادي داخلي­اش. گويا اينبار توده هواي سرد،مسئوليت را بر عهده گرفته بود. هوا سرد شد. برف باريد. زياد هم باريد. هوا سردتر شد. خيلي سردتر شد. برف يخ زد. شهر يخ زد... همين.

بارش كم­سابقه،بلكه تا حدي بي­سابقه برف در شهر قم،طي روز يكشنبه شانزده دي ماه هشتاد و شش و به تبع آن،برودت دما و يخ­زدگي وسيع معابر و مناظر شهر،اگرچه خوشحالي جمع زيادي از مردم به ويژه كودكان را در پي داشت،اما حقيقت تلخ مديريت پوك و توخالي شهر را برملا كرد و اگرچه مؤمنان از چنين رويدادهايي به «ريزش رحمت الهي» ياد ميكنند؛اما با توجه به بي تجربه بودن شهر قم در مقابل چنين بارشي و رويدادهاي بعد از آن اغراق نيست اگر به اين اتفاق (لااقل در شهر قم) صفت «بحران» بدهيم. يك بحران كوچك آب و هوايي كه با مديريت صحيح و منطقي و پيش­بيني عقلايي امكان رو نمودن نداشت. با اين حال مديران قم،اعم از شهري و استاني نشان دادند كه در برابر هر بحراني كاملا خلع سلاح هستند. بنا به حكم عقل و منطق شهرداري ميبايست با توجه به گزارشات مكرر هواشناسي،براي روز يكشنبه و بعد از آن برنامه­ريزي ميكرد. و با آغاز بارش برف نسبت به پاكسازي معابر مهم شهر اقدام مينمود و براي عبور و مرور مردم در روزهاي سرد و برفي و يخبندان فكر مناسبي ميكرد. اما با كمال تاسف در روزهاي يخزده شهر،نه تنها وضعيت اتوبوسها و تاكسي­ها بهبود نيافت كه بدتر از گذشته مردم را در سرما رها كرد. با گذشت چند روز هنوز بسياري از معابر پاكسازي نشده و عبور و مرور مردم و خصوصا كودكان با خطر سرخوردگي همراه است. توجيه به شدت غير منطقي و غير عقلايي برخي در باب سهل­انگاري­هاي اخير مديران شهري (كه نشان از بيسوادي توجيه­كنندگان دارد) اينست كه :«... شرايط و وضعيت پيش ­آمده غيرعادي و ويژه بوده و اين قبيل اتفاقات در شرايط پيش­بيني نشده رخ ميدهد و طبيعي است...». البته با توجه به پيشرفت علم هواشناسي،بحث پيش­بيني نشده بودن غير قابل قبول است (البته در قم معمولا چيزي پيش­بيني نميشود)؛اما اين نكته هم قابل توجه است كه اصولا مدير خوب و موفق در بحرانها شناخته ميشود. وجه تمايز «مديري كه براي يك شهر برگزيده ميشود» از ساير افراد اينست كه وي توانايي اين را دارد تا در موقعيت­هاي خاص و بحراني سررشته امور را نگاه دارد و به پيش ببرد و الا در موقعيت­هاي عادي و روزمره «هر كسي» توانايي مديريت دارد.

برف و يخبندان عامل مشكلات چند روز اخير نبودند. «آقايان» عوامل آن بودند. در چهره اين شهر ناعروس كويري كه اين روزها سپيد و يخ­زده عشوه­گري ميكند؛ در سپيدي برف و در درخشش يخهاي شبهاي 14 درجه زير صفر ميتوان فهميد و دريافت كه ما مديريت بحران نداريم؛بحران مديريت داريم. بحران مديريت مديران شهر مذهبي.

        برف در قم

        بارش برف در شهر قم

        عكس از آرين. وبلاگ اريان 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت   توسط آرین  | 

امروزه در تمام دانشگاههاي ايران و براي تمام رشته­هاي تحصيلي،سلسله دروسي با عنوان «دروس عمومي» تدريس ميشود. اغلب اين دروس كه 20 واحد درسي دانشگاهي (در مقطع كارشناسي) را شامل ميشود براي بسياري از دانشجويان حالت زنگ تفريح داشته و به عنوان «درس نمره آور براي بالا رفتن معدل» به آن نگريسته ميشود! نويسنده اين وبلاگ گوشه­اي از سوابق ذهني خويش در گذراندن اين دروس را براي شما مي­آورد تا با هم به يك جمع­بندي نهايي برسيم:

1-      زبان خارجي: يادگيري بهتر زبان انگليسي براي فهم بهتر متون اصلي (يا به قول معروف اوژينال) علمي دنيا و آمادگي براي كسب درس زبان تخصصي. يكي از معدود و شايد تنها درس مفيد عمومي.

2-      معارف اسلامي 1 و 2: شرح تفصيلي­اي از تمام آنچه به نام بينش اسلامي و يا دين و زندگي در دبيرستان و قبل از آن در ذهن فرو رفته شده. با لزوم پذيرفتن تمام مطالب درس استاد قبل از آغاز سخن، اعم از وجود خدا و اثبات نبوت و معاد و ضرورت وجود حكومت ديني و پايان يافتن عصر سكولار و البته اصل ولايت فقيه و... با توجه به اينكه تمام مطالب فوق را استاد به منطقي­ترين روش ممكن به خورد دانشجوي مؤمن و انقلابي عزيز خواهد داد. به همراه چاشني­اي از فحش و ناسزا به روشنفكران بي دين غربزده علي الخصوص دكتر عبدالكريم سروش و مقاديري اهانت لطيف (و بعضا سخيف) به اهل سنت بدون توجه به حضور دانشجويان سني مذهب سر كلاس. دست آخر هم پرينت يك مقاله مذهبي از اينترنت و يك نمره بالا...!

3-      فارسي عمومي: استاد كتابي سرشار از مواهب ادبي مفاخر ملي كشور را به دست ميگيرد و شعرو نثر و نغز و ... ميخواند و امتحان ميدهيم و نمره ميگيريم...

4-      انقلاب اسلامي و ريشه­هاي آن: شرح تاريخ معاصر ايران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي با لت و پار كردن تمام روشنفكران تاريخ ايران و ارج و قرب روحانيون و حوزه­هاي ديني كه مقابل وطن­فروشي گروه نخست ايستادند و شرح خلاصه­اي از لطمات و صدمات و خيانات پهلويان 1 و 2 با تجليل از عناصر افراطي­اي مانند نواب صفوي و دار و دسته و اخلافش همچون مؤتلفه­هاي اسلامي و البته تجليل­هاي از نوع هندوانه زير بغل گذاشتني از همچون «شريعتي»ها و...

5-      اخلاق و تربيت اسلامي: خلاصه­اي از علم اخلاق و شرح مباني اخلاق در نگاه اسلام و وظايف زن در بحث اخلاق اجتماعي. به شخصه پس از گذراندن اين درس به اين نتيجه رسيدم كه مطابق روايات بزرگان دين اسلام،مهمترين عامل بي اخلاقي و بي بند و باري اجتماع،بيرون آمدن زنها از خانه هاست!

6-      متون اسلامي: شرحي بر متون مذهبي شيعي (و نه اسلامي) كه اهم نكته­اش آموزش عربي است و الا محتوايش همان اخلاق و تربيت... و معارف است. از آنجا كه هيچ دانشجويي هم حاضر نيست متون عربي را ياد بگيرد اساتيد به همان محتوا بسنده ميكنند و از خير حفظ كردن متن و آموزش زبان عربي ميگذرند!

7-      تاريخ اسلام: شرحي از تاريخ تشيع،با همان چاشني مقاديري اهانت نظري و كلامي به اهل سنت.

8-      تربيت بدني 1 و 2: مقاديري نرمش هفتگي براي محكم كردن عضلات و البته حركات ورزشي روي آسفالت!

9-      تنظيم خانواده: ....!

آموزش اكثر دروس عمومي در دانشگاهها پايه منطقي و موجهي ندارد و تنها بي جهت اتلاف اوقات ارزشمند دوران دانشجويي است. شرح مكرر تمام مباحث مذهبي و سياسي و تاريخي­اي كه بارها شنيده شده و بازهم سر كلاس درس بدون پذيرفتن هيچ نظر مخالفي تكرار ميشود چه منطق عقلاني­اي را در پي دارد؟ اگر از يادگيري زبان خارجه براي برقراري ارتباط با جهان علم و دانش و تنظيم خانواده براي آموزش صحيح نحوه كنترل تناسل و البته ادبيات فارسي براي يادآوري آثار ادبي گذشتگان و معاصران بگذريم،مثلا ورزش بدون امكانات اوليه ورزشي چه فايده­اي خواهد داشت؟

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت   توسط آرین  |