تبليغاتX
تحریم انتخابات آریان
به عشق میهن به عشق آزادی

هفتم- دانشگاه قم، با كاجهاي مرده هم­آغوش تخت تخت

ديگر بايد از حال و هواي شهر آمد بيرون. دانشگاه فعلا خارج شهر است تا آن زمان كه بساط ساخت و ساز و شهرنشيني اين تكه­ دست-نخورده شهر را هم آلوده كند. بلوار امين را كه بگذري بعد از فلكه ايران مرينوس و تازه شهرك­هاي فانتزي اين طرف بلوار و سنگبريهاي آن طرف بلوار،كم كم ديوار و برج و باروي دانشگاه قم پديدار ميشود. نمايي نوساخت و بلند بالا كه با كاشيكاري روي آن نوشته شده «دانشگاه قم». اين سردر دانشگاه است. سردري كه گفته­اند ده سال ساختش طول كشيده! وارد كه ميشوي زمين خالي وسيعي را ميبيني با چند ساختمان بلند و كوتاه وسطش و كاجهاي نامنظم اين طرف و آنطرفش. نگهبانان دانشگاه براي ورود به آن مدركي طلب نميكنند. لااقل تاكنون كه نخواسته­اند. مگر در ماجراي اعتراضات سال گذشته دانشكده فني و مهندسي كه اندك بازرسي­اي راه انداختند دم در دو سه روزي و ديگر هيچ. اولين نكته جالب توجهي كه در دانشگاه قم به چشم مي­آيد (شايد تا آخر هم همين يك نكته باشد!) قوانين شديد و سختگيرانه تفكيك جنسيتي است. اين نكته از وسايل نقليه­اي كه براي بردن دانشجويان از دم در تا بالا حضور دارند تا دروني­ترين بخشهاي دانشگاه كاملا محسوس است. بعد كه جلوتر برويم در بلوار پوشيده شده با كاج و اكاليپتوس برميخوريم به عبارت غريب و ناديده «واحد خواهران» كه در هيچ دانشگاه دولتي­اي در ايران سابقه نداشته و ندارد. دانشگاه از اينجا مجزا ميشود به دو بخش: اصلي و واحد خوهران. در اينجا هنوز به سنت دهه شصت،ادبيات خواهران و برادران حكمفرماست. دانشگاه به لحاظ ساختماني از چند بخش تشكيل ميشود. اول ساختمان مركزي كه عمده دفاتر اداري دانشگاه در آن قرار دارد. بعلاوه يكي دو آزمايشگاه فيزيك و تعداد زيادي كلاس درس و تالار شيخ مفيد كه بخشي از ساختمان مركزي است. كلاسهاي اين ساختمان براي برگزاري برخي كلاسهاي درس پرجمعيت رشته­هاي مختلف استفاده ميشود. كتابخانه واحد برادران هم فعلا در اين مكان قرار دارد. معماري ساختمان مركزي سرد و بي روح و مدل رنگ­آميزي و طراحي كلاسهاي درسي آن توذوق­زن است. قسمت ديگر چهار ساختمان بهم پيوسته است كه دو تاي آن خوابگاههاي دانشجويي و دوتاي ديگر دانشكده­هاي واحد برادران است. ساختمان اولي معروف به بلوك 16،شامل دانشكده­هاي حقوق و ادبيات و الهيات و آن ديگري معروف به بلوك 15،شامل دانشكده­هاي فني و مهندسي و علوم پايه. بخش ديگر دانشگاه ساختمان عظيمي و حجيمي است كه هنوز نيمه­تمام است و گويا قرار است بخش كتابخانه دانشگاه به آن منتقل شود. البته از بخشي از آن اينك به عنوان سايت اينترنت دانشگاه،البته واحد برادران استفاده ميشود. و اما از ساختمان كوچك سلف واحد برادران و مسجد نيمه­تمام آن هم كه بگذريم ميرسيم به واحد خواهران. بخشي كه براي نيمي از دانشگاه هنوز كاملا ناشناخته مانده و براي نيمه ديگر اما دانشگاه در همان خلاصه ميشود. قسمتي كه براي استتار آن تراكم عظيمي از انواع درختهاي بلند هميشه سبز به خصوص كاج،به كار گرفته شده. واحد خواهران آخر دانشگاه است تقريبا. يك ساختمان يكپارچه و يك حياط دلگير در وسط. مابقي آنهم تكرار مكرر همان نماهاي تلخ ديگر. جز اينكه بسياري از كلاسهاي واحد خواهران در حقيقت اتاقهاي خوابگاهي هستند كه اينك كلاس شده­اند. واحد خواهران حرف زيادي براي گفتن ندارد. مانند بقيه دانشگاه،كه اگر آن مابقي چيزهايي زيادي براي ديدن و قضاوت كردن دارند اين يكي آن را هم ندارد. كه دارد اما رخصت ديدن نيست. اينجا همه چيز به فتواي آيت الله پير در لفافه است... و آدمهايي كه ذره ذره آب ميشوند. مهدي قاضي،آيت الله فرتوت و متمولي كه قريب هشت دهه از عمر را پشت سر نهاده رياست دانشگاه را بر عهده دارد. چه كسي او را منصوب كرده؟ بنا به قول مشهور مورخان،وي با تكيه بر ثروت و مكنت خويش پس از استان شدن قم،مجتمع عالي قضايي طلاب قم،كه در اين مكان قرار داشته را تبديل به دانشگاه قم نموده،با اين شرط اساسي كه نخستين ركن اسلامي بودن دانشگاه،يعني تفكيك جنسيتي بر آن حاكم باشد. و پس از آن با هيچ سال سابقه دانشگاهي به عنوان نخستين و تاكنون،تنها فرد بر مقام رياست دانشگاه تكيه زده. و اينك اوضاع آشفته دانشگاه را از روي تخت دياليز دنبال ميكند. مشاوراني چند از صنف فقيهان و حقوقدانان و... با عناويني همچون معاونت دانشجويي و پژوهشي و آموزشي و... آيت الله پير را ياري ميدهند. شخص آيت الله تاكنون ده سال است كه براي پاسخگويي به سؤالات و مسايل دانشجويان در مجامع دانشجويي دانشگاه حاظر نشده كه با توجه به عمر ده ساله دانشگاه قم،اين ميزان يك ركورد نه تنها ايراني،كه جهاني محسوب ميگردد. البته آيت الله گويا قصد دارد به لحاظ ديده نشدن در محيط دانشگاه هم ركوردار شود و كتاب گينس را كاملا مزين نمايد. آيت الله البته فرد ستودني­اي است به لحاظ اينكه اهميت علم و دانش و وجود دانشگاه در شهر قم را درك كرده و مانند ديگر همقطارانش مبادرت به ساخت حوزه­هاي علميه چندمنظوره ننموده بلكه دانشگاه احداث كرده است اما جز آن تك­مصرع اول مابقي غزل را خوش نخوانده و باقي قطعه را خوش ننواخته است. اينها را در درددل دانشجويان دانشگاه ميتوان فهميد. جز آنچه رفت و آنچه گذشت و ساختمانهاي سرد و بي­روح و يكي دو تالار و آمفي تئاتر ساكت و چند ساختمان دردست احداث و واحد دخترها و آيت الله و كاجهاي منفرد انزوا ديگر چيزي نيست براي گفتن در اينجا جز برهوت و زمين خالي و ديوار و ديوار و ديوار تا اين حديث را به سررسانم. باشد كه ديگري حديث متفاوتي از دانشگاه متفاوت اين شهر ارائه دهد. دانشگاه قم...

 

الف: تيتر اين مطلب قسمتي است از شعري از وبلاگ كاش­هاي مرده (سياه مشق)

ب: تصوير و مطالب مربوط به واحد خانمها را دوست عزيزي از آن واحد در اختيارم گذاشت،با سپاس فراوان از وي.

پ: گفتم جز آنها كه گفتم چيزي نيست براي گفتن،اما اميدوارم حضرت حق توفيقي دهد تا روزي بنويسم از شرح حال اصل دانشگاه قم: دانشجويانش.

حرف آخر: درباره روز دانشجو حرفي ندارم بزنم. همين پست را به عنوان مطلب روز دانشجو در نظر بگيريد. اگر خيلي احساس طراوت ميكنيد روزتان مبارك وگرنه من كه تبريك و تبركي در اين روز (با توجه به مولفه مكاني آن) نميبينم.

 

                       

                               تصویری از یکی از کلاسهای واحد خواهران

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت   توسط آرین  |