خبر ناگوار و تكاندهنده بود.مرگ بيش از بيست دانشجو در حادثه تيراندازي در دانشگاه ويرجينيا.مرگ آدمها،آنهم اينطور فجيع،هميشه دردناك بوده و هست و اين بار در يك دانشگاه،دانشجويان هدف گلولهها مرگ قرار گرفتهاند.بار تلخي اين حادثه را،همه دانشجويان در سراسر جهان به دوش ميكشند.داغي مشترك،چه در قتل عام دانشجويان دانشگاه ويرجينيا،چه در حمله پليس فرانسه به سوربن،چه در سركوب دانشجويان كوبا و چين و ديگر كشورهاي قرباني ديكتاتوري،و چه به هنگام شنيدن خبر مرگ اكبر محمدي و حبس احمد باطبي و تبديل دانشگاه(اين مكان علم و انديشهورزي)به پادگان،همهمان را فرا ميگيرد.ياد دانشجوياني افتادم كه در سرزمين كوروش،شعلههاي خشم نه با گلولههاي سربي آتشين،كه با سركوب و استبداد،خرمن خودشان و هستي خانوادههايشان را به آتش كين ميسوزاند.درهرحال اين بار پيامآور درد از آمريكا،دانشگاه ويرجينيا آمد.به ياد قربانيان اين حادثه دردناك اندك زماني سكوت كنيم.
طلوع كن محمد.طلوع كن،و بتاب بر اين زمين خشك محنتزده.بر مردماني كه جز مردگاني متحرك نيستند،كه غوطهور در خشكي نكبتبار تعصبهاي كور جاهلانهشان،در درياي بيخبري و ضلالت ماندهاند.بتاب و ببين امتي را كه آن همه محنتها بهرش كشيدي،اينك سست و جمود و بيحركت،همچون شاخهاي خشكيده و بيثمر آويزان مانده.بنگر محمد،بنگر اطراف جايگاه وحيت را،سرزمين بطحي،و دارالحكومه ساده اما باشكوهت را،مسجدالنبي در مدينةالنبي،كه چگونه به زر و زيور تزوير شيوخ فاسد عربي آلوده گشته و آن مسجد ساده اما باابهت،شكوهش را از دست داده و از آن عظمت جامعه محمدي ذرهاي برجاي نمانده.جامعهاي كه در آن بلال سياه حبشي و ابوذر غفاري و صهيب رومي و سلمان فارسي همه و همه همچون ياوران عربت گرامي داشته ميشدند.اينك امتت را بنگر،در ظلمت قوميتگراييهاي پوچ بيهوده.بنگر محمد،علماي امتت را،كه برتر از پيامبران بنياسراييل خوانديشان،اينك جز معدودي،بقيه در كار تزوير و رياكاري و استحمار امت عوام و منفعتطلبي خويش و استحكام حكومتهاي فاسد حاكم بر امتت هستند و ببين علماي حقيقي را كه يا خانهنشيناند يا دربند يا رانده شده و در هر حال مورد هتك و هجو عالمنمايان دين به دنيا فروش.محمد،امروز عالم اسلامي بيش از هر چيز نيازمند آن نگاه مهربان توست و آن جذبه صدايت و آن ابهت سخنت و آن خلق نيكويت و آن رفتار كريمانهات،آري ما امروز نيازمند تو هستيم،والا پيامدار محمد...
تعطيلات رو به اتمام است.خدا را شكر تعطيلات امسالم چندان سرشار از سنت حسنه«بخور و بخواب» نبود و الحمدلله چندتا تا كتاب«به درد بخور»مطالعه كردم.به هر روي امسال هم انشاالله خواهم نوشت وبلاگ.البته امسال قصدم بيشتر آنست كه از سياسيگري و مداخله در امور سياستمداران جدا پرهيز كنم.هرچند كه سال قبل هم تقريبا اين رويه را رعايت كردم.هرچه اعتراض داشتم(و دارم) يا حرف دل،بيشتر در باب مسايل اجتماعي،فرهنگي و خصوصا در امر دانشگاه بود.به ما چه كه پرونده انرژي كاملا صلحآميز هستهاي جمهوري اسلامي چه روندي را طي ميكند؟يا در نهايت شوراي امنيت چه تصميمي در باب آن ميگيرد؟يا سرانجام حضور آمريكاييها در عراق به كجا ميرسد؟يا بالاخره در لبنان حرف برادر حسن نصرالله به كرسي مينشيند يا فواد سينيوره؟يا ملوانان زبل انگليسي در آبهاي ايران بازداشت شدهاند يا عراق؟يا اينكه اصولا اصولگرايان ميانه در انتخابات آتي پيروز ميشوند يا اصلاحطلبان عملگرا؟!امر سياست مال سياستمداران.من نه تخصصي در اين زمينه دارم و نه علاقهاي به آن.البته قصد دارم امسال،هر از چندگاهي گذري هم به سينما و ادبيات بياندازم.اگر خدا ياري كند.
اما نخستين اعتراض امسال(كه ممكن است سياسي به نظر برسد اما اصلا نيست) باز هم همان حرف سال قبل است.باز هم دولت مكتبي ساعتها را جلو نكشيد.يعني باز هم تابستاني گرم گرم با خاموشيهاي پي در پي و قطعي برق متناوب پيش رو خواهيم داشت.سال قبل خوزستان،آنقدر از اين بابت آزار ديد كه صداي همه به اعتراض بلند شد.اما امسال هم دولت محترم بر حرفش پافشاري كرد و ساعتها را جلو نكشيد.در حاليكه يك ماه قبل از آغاز سال جديد،رييس مركز پژوهشهاي مجلس اسلامي(كه اتفاقا از لحاظ سياسي از همفكران رييسجمهور مكتبي به حساب ميآيد) در يك برنامه زنده تلويزيوني تصريح كرد،جلو كشيدن ساعت«سيصد ميليارد تومان» صرفه جويي براي كشور به ارمغان ميآورد،اما بزرگي اين رقم هم در برابر عظمت دولت انقلابي به هيچ،به نظر آمد.نتيجهاش هم احتمالا ميشود تابستان داغ با قطعي برق ناخوشايند به مذاق!گمانم بايد براي فرار از گرما به اطراف منزل رييسجمهور برويم!چيزي نيست.فكر ميكنم عادت ميكنيم.
صداي تيكتيك ساعت آمد و صداي شليك توپ و سال تحويل شد...يك بار ديگر سال نو شد و در پي زمستاني سخت بهاري دلانگيز آغاز گرديد و باز هنگامه آن آمد تا آينهاي پيش نهيم و بنگريم كه سال پيش كجا بوديم و اكنون كجاييم...
خوشا نوروز اين مادر ايام كه جانها را طراوت ميبخشد و ديدهها را روشني ميافزايد و ضيافت سفرههاي شيرين هفتسين ايرانيان را به هفت بركت ايزدي منور ميكند و خورشيد را تابندهتر و مهربانتر به تماشاي عروس درختان بهاري ميآورد و منت خداي را،خالق نوروز پاك و زينت دهنده دشتهاي بيداشته به گلهاي بهاري با رنگهاي رنگارنگ روحبخش و درختان بيرخت به شكوفههاي شكوفنده و زنده كننده زمين خشك مرده در زمستان بيروح به بهار جاودانگي و طراوت و دگرگونكننده دل و ديده و تدبيركننده روز و شب و متحولكننده حال و احوال و با سخاوت،متحولكننده احوال بندگان شاكر به بهترين احوال.
يا مقلب القلوب و الابصار،يا مدبر الليل و النهار،يا محول الحول و الاحوال،حول حالنا الي احسن الحال
آغاز سال نو خورشيدي و عيد باستاني نوروز را به همه شما ياران پاك و عزيزان دوستداشتني،همميهنان گرامي و پارسيگويان شيرين بيان تبريك و شادباش عرض مينمايم.از صميم جان سالي سرشار از شادي،موفقيت،كاميابي و خوشبختي را برايتان آرزومندم.سال نو مبارك.