پینوشه مُرد.مردی که نامش برای بسیاری(به ویژه آنها که طعم استبداد را چشیدهاند) یاد آور مرگ و نفرت و سیاهی بود،خود چهره در نقاب خاک کشید.پینوشه در تمام عمر سیاسیاش بسیاری از مخالفان و منتقدان خویش را با سفاکی و سنگدلی از بین برد.اینک بسیاری از مردم شیلی شادماناند از این که دیکتاتورشان دیگر نفس نمیکشد و البته قلیلی هم غمگیناند.اینک میتوان از ورای تاریخ صدای رسای آلنده بزرگ را شنید و با نرودا همصدا شد:ما این سرزمین را سرشار از شادی خواهیم کرد....دیکتاتورها همیشه منفورند.چه آن زمان که بر تخت حاکمیتاند،چه آن زمان که با فلاکت بر تخت بیمارستان در انتظار مرگند.آنها هرگز زندگی نمیکنند.همان زمان که منتقدان را میکشند تا بمانند،میمیرند.آنها که همیشه میمانند،آلندهها و مصدقها هستند.مردان آزادی،پیشوایان ملتهای آزادیخواه.آزادیخواهان همیشه میمانند اما دیکتاتور میمیرند.راستی شنیدم جوانان غیور پلیتکنیک دیروز فریاد مرگ بر دیکتاتور سر دادهاند....
هیاهو بسیار بود اما نه هیاهوی روز شانزدهم.آنروز به سکوت گذشت.مراسم روز شانزده آذر یک روز زودتر (پانزده آذر) در تالار مفید دانشگاه قم برگزار شد.نمایشی مشترک از بسیج دانشجویی و مسئولان دانشگاه قم.مراسم بیشتر به جلسات هیئت رزمندگان اسلام در مهدیه تهران شبیه بود تا گرامیداشت روز دانشجو! و البته آنچه که در این مراسم گرامی داشته نشد دانشجو بود و شهدای دانشجو.بعد از اعتراض آگاهانه دانشجویان در مراسم شانزده آذر سال گذشته به وضعیت مدیریتی در دانشگاه،امسال برنامهریزی دقیقی شده بود تا دیگر چنان وضعی رخ ندهد،بخصوص که این چند روز اعتصاب دانشجویان دانشکده فنی نیز احتمال اعتراضات دانشجویی را چند برابر میکرد.با این حال برنامه تهیه شده از سوی بسیج احتمال هر نوع اعتراضی را خنثی کرد.جالب اینجاست که بیانیه روز شانزده آذر هم توسط بسیج دانشجویی تهیه شده بود که البته به علت آهسته خوانده شدن کسی آن را نشنید!در حالی که بیشتر دانشگاههای کشور در حال و هوای اعتراضات دانشجویی در گرامیداشت روز دانشجو میگذرد،در دانشگاه قم برنامه بسیج دانشجویی و مسئولان دانشگاه برای ساکت کردن اعتراضات به بار نشست و روز دانشجو در سکوت گذشت و اگر نبود اجرای خودجوش سرود یار دبستانی توسط دانشجویان حاضر در سالن در انتهای نمایش مضحک روز چهارشنبه باید فاتحه اصلاح امور در دانشگاه قم را میخواندیم.اجرای دستهجمعی یار دبستانی در پایان مراسم این نوید را داد که این قبیل توطئهها راه به جایی نخواهد برد.سکوت روز شانزدهم آزاردهنده بود اما اینگونه باقی نخواهد ماند.
چه پاییز سردی بود.در هوای بس ناجوانمردانه سرد سی و دو،ایران،تهران،هوای فاطمیکش و مصدقبرانداز.سرمای آذر و بود و سوز آزاردهندهاش. گویی همه جا خاک مرگ پاشیده و بر همه دهانها مهر سکوت زده شده بود.دیگر کسی جسارت فریاد زدن نداشت و اگر داشت دیگر نایی نمانده بود برای فریاد از بیداد.
در این سرمای کشنده و مرگآور اما،ناگهان صدایی شنیده شد.از قلب تهران،دانشگاه تهران.دانشکده فنی...صدای آذرهای اهورایی،مردانی از جنس پولاد و زنانی از جنس بلور.آدمهایی درون سینهشان عشق میهن لبریز.فریاد کردند تا بدانیم که هنوز هست ندای میهن و هنوز نمرده صدای آزادی و خون دادند تا بدانیم چه گواراست جان دادن به عشق میهن به عشق آزادی...یکصدا آمدند تا بگویند مرگ بر استبداد شاهنشاهی،مرگ بر استعمار آمریکایی،زنده باد مصدق،زنده باد میهن،زنده با آزادی.بزرگنیا،قندچی و شریعت رضوی،رفتند اما ماندند،ماندنی به عظمت تاریخ آزادگی ایرانیان،رفتند تا بگویند در عشق وطن جان به چه ارزد...و ماندند تا بسرایند آزادی ماندنی است و استبداد رفتنی.سلام بر شانزده آذر،درود بر شهدای دانشجوی شانزده آذر،گرامیباد یاد و خاطره سه آذر اهورایی و بزرگ پیشوای آزادیخواهی ایرانیان دکتر محمد مصدق.به حرمت خون شهدای راه آزادی به ویژه شهدای دانشجو و به حرمت رنجهای رنجکشیدگان میهن به ویژه دانشجویان در بند،میمانیم،میسراییم و فریاد میزنیم درود بر آزادی.
شانزده آذر،سالروز به خون نشستن دانشگاه و روز دانشجو بر همه دانشجویان عزیز ایران و خصوصا بر خانوادههای دانشجویان زندانی سیاسی و خانواده مرحوم اکبر محمدی مبارک و گرامی باد.
ماه آذر از راه رسید.ماه سراسر خاطره،ماه سراسر شکوه جنبش دانشجویی،ماه اعتراض و فریاد،ماه خون و آتش،ماه سه آذر اهورایی...به ماه آذر سلام میکنیم و به شانزدهمین روزش،روزی که سربلند و پر افتخار فریاد میکنیم«ما فرزندان جنبش مقدس دانشجویی ایرانیم»ما بازماندگان شریعت رضوی هستیم.وارث خون بزرگنیا و قندچی قهرمان.ماه آذر پر از خاطره است.سلام به ماه آذر.