تبليغاتX
تحریم انتخابات آریان
به عشق میهن به عشق آزادی

یا مقلب القلوب و الابصار

ای دگرگون کننده قلبها و دیده ها که قلب

عالمی را به عشق حسین دگرگون کردی.

یا مدبر الیل و النهار

ای تدبیر کننده شبها و روزها که عاشورا

را مدبرانه آوردی تا بیابیم و اربعین را رقم

زدی تا گم نکنیم.

یا محول الحول و الاحوال

ای متحول کننده احوال آدمیان که آنگونه

هفتاد و دو لاله عاشق را به سوی حسین

متحول کردی.

حول حالنا الی احسن الحال

حال ما را به بهترین احوالها که همان عشق

مولای عشق است متحول کن.

یا حسین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت   توسط آرین  | 

بالاخره گنجی آزاد شد.روزی که به زندان میرفت

را یادمان هست.

خنده مهربانانه و دلنشین اش را.امروز که

از زندان آزاد شد هم خنده بر لب داشت.همان

خنده را.ابدا عوض نشده بود اما شش سال زندان

قهرمان ما را به اندازه شصت سال شکسته کرده.

خزان ناجوانمردی آنچنان به سرو همیشه بهار ما

هجوم برده که از دیدنش اشک بر دیدگانمان جاری

می شود.آن سالها که او در زندان بود ما آسوده در

بیرون نشسته بودیم و هر از چند گاهی بیانیه ای و

اعتراضی و ...او اماوقتی از زندان بیرون آمد.آن تبسم

مهربانش را از هیچکداممان دریغ نکرد.سلام قهرمان...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت   توسط آرین  | 

چه میگویید میراث داران انقلاب کبیر؟چه میگویید بازماندگان

سارتر؟ شنیده ام در کشورتان غوغایی به پاست. شنیده ام

حاکمانتان قانونی را تصویب کرده اند که در آن حقوقتان را

پایمال شده می بینید.به همین خاطردست به اعتراض زده اید.

و شنیده ام که حاکمانتان با خشونت دست به سرکوبتان زده

اند.شنیده ام که به دانشگاه حمله ور شده اند و دانشجویان را

کتک زده اند.درود بر شما که برای حقوقتان مبارزه میکنید.

اما....

قطعا نام ایران را شنیده اید.آیا میدانید در اینجا یعنی ایران

تن و بدن دانشجویان با ضربات باتوم و چشم وحلق شان با

طعم گازاشک آورکاملا آشناست؟آیا تاکنون نام کوی دانشگاه

را شنیده اید؟آیا در تقویمهای شما هجده تیر معنایی دارد؟ آیا

احمد باطبی را میشناسید؟میدانید دانشجوی زندانی به خاطر

گفتن عقیده چه معنایی دارد؟آیا میدانید گروه فشار یعنی چه؟

راستی آنهایی که به شماحمله کردند یونیفرم های ویژه پلیس

به تن داشتند و دستور حمله از مقامات رسمی نه؟ پس قطعا

نمیدانید خشونت طلب لباس شخصی با دستور حمله ازمافیای

پشت پرده قدرت چه معنایی دارد.اصلا تا به حال شنیده اید

کسی را به خاطر مطالب وبلاگش به زندان بفرستند؟ به خاطر

اینکه در وبلاگش از بدی های حکومت انتقاد کرده...

آیا هیچکدام از اینها را شنیده بودید؟ و آیا می دانید کوروش

کبیر پادشاه ایران باستان نخستین کسی بوده که منشور

حقوق بشر را تدوین کرده....

چه میگویید فرزندان فرانسه....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت   توسط آرین  | 

 

در روزهای باقیمانده به نوروز شاهد شکل گیری حملات

سازمان یافته بر ضد این رویداد قدیمی و سنت باستانی

هستیم.با توجه به تقارن نوروز 85 با اربعین حسینی در

سطح شهرشاهد پوسترها و پلاکاردهای مختلفی هستیم که

با عناوینی همچون امسال شیعیان عید ندارند و... مردم را

به تحریم عید نوروز به علت همزمانی با اربعین حسینی و

28 صفر ترغیب میکند.سه سال پیش نیززمانی که نوروز

با روزهای دهه اول ماه محرم همزمان شده بود شاهد

چنین اقداماتی بودیم.طرح چنین مباحثی و چاپ و پخش

پوسترها و پلاکاردهای با این مضمون آن هم با آن هزینه

گزاف به نظر من از دو جهت ناشی میشود:

1- سطحی نگری عده ای که البته با نیت خیر اما با دید

ساده لوحانه سعی در خدمت به اسلام واهل بیت را دارند.

این نگرش (به نظر من) نادرست است چرا که قطعا

مردم ایران دراین همزمانی حرمت اربعین سروروسالار

آزادگان جهان را نگاه خواهند داشت و نیازی به تذکر به

آنان نیست که عید نگیرید چرا که اربعین است!این حتی

نوعی بی احترامی به شعور مذهبی و اعتقادی ایرانیان

است.(و مثل این میماند که سال آینده در ماه رمضان

اعلام کنند مبادا آب بخورید که ماه رمضان است!) از

سوی دیگر اگرکسانی اعتقادی به اینگونه مطالب نداشته

باشند به هیچ وجه نمیتوان با چند پوستر وپلاکارد وتذکر

آنان را ترغیب به کنار گذاشتن جشن و ...کرد. چرا که

بی اعتقادی این افراد طبیعتا با چند تذکر و نصیحت از

بین نخواهد رفت.

2- اما دومین دلیل چنین اقداماتی را میتوان درکینه برخی

از عید نوروز جست.کسانی که سالهای سال است تلاش

دارند نوروز(این سنت چند هزار ساله مقدس و باشکوه)

را به عنوان رسمی خرافی بجا مانده از جاهلیت پیش از

اسلام در ایران معرفی کنند.(البته این جاهلیت ادعایی

همان دین پاک و یکتا پرست زرتشتی است که یا آن را

نمیشناسند یا نمیخواهند بشناسند).این افراد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت   توسط آرین  | 

 

تا آزادی گنجی چیزی باقی نمانده.این روزها بسیاری از فعالان

آزادی بیان و عده زیادی از وبلاگ نویسان شمارش معکوس

برای آزادی گنجی را آغاز کرده اند.26 اسفند موعد آزادی گنجی

است.

اکبر گنجی تحصیلکرده فلسفه غرب فعال خیابانی روزهای انقلاب

و فرزند یک کارگر زحمتکش پمپ بنزین است.او در روزهای

پس از دوم خرداد از نخستین کسانی بود که با خطابه های پرشور

و دلنشین اش مورد قبول جوانان اصلاح طلب قرار گرفت.و البته

از اولین کسانی هم بود که در راه اصلاحات راهی زندان شد.

با فرارسیدن پاییز 77 گنجی مهمترین و پر خطرترین مسئولیتش

را به عهده گرفت.اوشجاعانه مشعل به دست گرفت تا ابعاد مخوف

تاریکخانه اشباح را روشن کند و ایرانیان را از چنگال عالیجناب

سرخپوش و عالیجنابان خاکستری رهایی بخشد.پر واضح بود که

روشنگری های گنجی به مذاق مافیای پشت پرده قدرت خوش

نمی آید.او را افسانه سرا و دروغ پرداز خواندند و به جای پاسخ

دادن به روشنگری هایش برخی خطاهای گنجی در سخنانش را

بزگنمایی کردند(که البته خطا و اشتباه کارجایزبرای هرآدمی است)

گنجی اما از پا ننشست و همچنان شجاعانه گفت و افشا کرد و در

این راه جوانان پر شور اصلاح طلب محکم و استوار پشت او

ایستادند واز او دفاع کردند.روشنگری های شجاعانه گنجی سرانجام

باعث به زیرکشیده شدن یکی ازچهره های پر قدرت رژیم درجریان

انتخابات پارلمانی بهمن 78 شد.بهار 79 گنجی به همراه تنی چند

از اصلاح طلبان عازم کنفرانس برلین شد تا در مقابل هوادران

براندازی حکومت از اصلاح آن دفاع کند. اما پاداش دفاع از

موجودیت حکومت شش سال به سر بردن در زندان اوین بود.

قاتلان قتلهای زنجیره ای و مافیای وحشتناک قدرت که منتظر

بهانه ای برای سربه نیست کردن گنجی بودند حضور او در

کنفرانس برلین را بهانه کردند تا بلکه صدای پرشور او را ساکت

کنند اما...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت   توسط آرین  | 

 

وقتی ما همه یک نوع می اندیشیم هیچ یک از ما نمی اندیشد

                                                         والتر لیپمن

                                                          

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت   توسط آرین  | 

چند روز پیش سری به نمایشگاه فتنه و آشوب و... زدم. در این

میان چند چیز جالب توجه بود.

اولین نکته ای که توجه انسان را جلب میکرد مراقبت شدید دم

در بود به طوری که هیچ کس حق به همراه بردن کیف یا تلفن

همراه به داخل را نداشت.ضمن اینکه یک گیت بزرگ الکترونیکی

هم دم در نصب شده بود که مراجعان باید از آن عبور میکردند.

اما بازدید از این نمایشگاه این را به من فهماند که برخورد با

دراویش اقدامی کاملا برنامه ریزی شده بوده است.چرا که مطالب

و لوازم به نمایش درآمده و همچنین فیلم ساخته شده برای این

نمایشگاه ساخته یک اقدام آنی و ساده نبود.بلکه می بایست حرکت

برنامه ریزی شده وبا پشتیبانی قوی ای از سوی دستگاههای آشنا

پشت این ماجرا باشد.به این اضافه کنید هزینه سنگین برگزاری

این نمایشگاه را. وبلاگهای مخالف خشونت یا حامی درویشان

از اولین مطالبی هستند که در بدو ورود جلوی چشممان قرار

گرفته و توسط برگزار کنندگان نمایشگاه نواخته میشود.همچنین

تصاویری از درگیریهای 24 بهمن و اسناد و مدارکی دال بر مجرم

بودن دراویش(مثل سند مسکونی بودن حسینیه) وهمچنین عکسی

از دکتر نورعلی تابنده قطب فعلی دراویش نعمت اللهی به نمایش

در آمده است.دیگر بخش فابل توجه هم ویترینی مملو از سلاحهای

گرم و سرد که ادعا میشود از دراویش ظبط شده است.اما از لحاظ

رسانه ای دو مانیتور در نمایشگاه قرار گرفته است.اولی مانیتور

کوچکترکه چند نفردورآن جمع شده اند وفیلمی از روایت شبکه ها

و شخصیت های لس آنجلسی از حادثه درگیری و تخریب حسینیه

شریعت را به نمایش در می آورد و دیگری مانیتور بزرگ وسط

سالن که دو فیلم اصلی تهیه شده برای نمایشگاه را به طور مرتب

نمایش میدهد و تماشگران بیشتری دارد اما در مورد فیلمها....

( روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت   توسط آرین  | 

به نام یزدان پاک  دادار کردگار

 

آمده ایم تا طرحی نو در اندازیم.آمده ایم تا چون شمعی باشیم در کنار مشعلها و مشعلداران در برهوت تاریک و وحشت فزای این دیار....سالها پیش زمانی که دانش آموز بودم و در دبیرستان درس می خواندم روزی یکی از دوستانم که عضو شورای مدرسه بود،پیشنهاد کرد یکی از تابلوهای شورا را در اختیار من (و چند دوست دیگرم) بگذارد  تا خبرها و تحلیل ها و رویدادهای  سیاسی و اجتماعی و فرهنگی روزنامه ها در آن منعکس شود.پس از آن آن تابلو شد مکانی برای مطالعه  اخبار روزنامه های گوناگون توسط دانش اموزان.طرح نویی بود که پیش از آن در قم سابقه نداشت.که  در این دیار جز اخبار بسیج  و بسیجیان هیچ خبری و جز کیهان و لثارات و پرتو سخن هیچ  روز نامه ای حق قرار گرفتن بر تابلو مدرسه ها را نداشت.روزها  گذشت.روزی نبود که از مسئولان محترم امور تربیتی ایراد وارد نشود که چرا از فلان روزنامه منافق خبر بریده اید و چرا عکس زن سرلخت در میان جمعیت،در تظاهراتی  در فرانسه  را بر تابلو گذارده اید؟!این را بردارید و آن را بگذارید...هرچه بود اما خدا را شکر کار خودمان را میکردیم  تا اینکه ناگهان روزی مدیر محترم مدرسه دستور فرمودند:جمع کنید بروید پی کارتان! مزد زحمات بی وقفه و روزنامه خریدن به خرج خود و...شد اینکه  تابلو را از ما گرفتند و به جای اخبار روز تصاویری از امام(ره) و مقام عظمای ولایت و... را بر آن نهادند.آن روز گفتم ای کاش جایی وجود داشت تا حرف خود را بزنیم و انتقاد کنیم بی آنکه ترس از اطلاعات و حراست و مدیر و پلیس و چماق،بله چماق وجودمان را فرا بگیرد.تا اینکه تصمیم به ایجاد وبلاگ گرفتم و بقیه ماجرا...

اینکه نام وبلاگ­ام را آریان گذارده­ام،از این جهت بود تا همیشه به یاد گذشتگان و نیاکان پاک آیین مان باشیم.آماده شنیدن انتقادات و پیشنهادات همه تان هستم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت   توسط آرین  |